تبليغاتX
روزنه رهایی

روزنه رهایی

آزادی یعنی حق انتخاب

حقوق کودکان

امروز تخصص امري اجتناب ناپذير است ، تخصص دقيق ترين ، عميق ترين و كارآمد ترين نظريه ي تئوري و عملي در زمينه اي خاص است...خوشبختانه بعد از دوران سياه ي كه تخصص جايگاه خود را از دست داده بود شاهد رشد و ترقي تخصص در سرزمين مان هستيم.

از موارد تخصصي كه اكثر انسانها دم از رعايت آن مي زنند حقوق است ، حقوق دامنه ي بسيار گسترده اي دارد كه مفاهيم ، مراتب و درجات آن بايد در مرور زمان و با برنامه هاي مختلف سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، هنري ، اجتماعي ، مذهبي و ....در ابعاد وسيع به مردم معرفي شود. در اين ميان يكي از زير شاخه هاي مهم مسائل حقوقي ، حقوق كودكان است كه بسيار مورد توجه و اهميت قرار مي گيرد.آري امروز ديگر نمي توان كودكان را در اين آشفته بازار و عصر فريب به حال خود رها كرد ، اگر پدران و مادران با حقوق مطلقه ي فرزندان خود آشنا نيستند ، اگر جامعه اي حقوق كودكان خود را نمي شناسد و به آن احترام نمي گذارد ، اگر كودكي در جامعه و حتي در خانه ي خود مورد هجوم هزاران آسيب و تعرض قرارمي گيرد ، اگر فرزند شما افسرده است و اگرهاي ديگر ، ديگر نمي توان به مسئله حقوق كودكان كم توجه بود و آن را ناديده گرفت چون با چنين شرايط هايي همه چيز با مرور زمان به ورطه ي نابودي كشيده خواهد شد.تقريبا ريشه ي همه ي آسيب هاي اجتماعي اعم از اعتياد ، تجاوز ، دزدي ، قتل ، خود فروشي ، خود كشي ، كودك آزاري و....از عدم رعايت حقوق كودكان سر چشمه مي گيرد ، همه ي اين آسيب ها ريشه در نارسايي ها ، كمبود ها و عقده هاي دوران كودكي دارد.پس در نهايت مي توان با اطمينان گفت بين حقوق كودكان و آسيب هاي ويرانگر اجتماعي ارتباط تنگا تنگي وجود دارد. انسان همانند يك ديوار است كه اگر خشت اول را نهد معمار كج تا ثريا ميرود ديوار كج.

امروزه همه خوب مي دانند كه بايد به همديگر احترام بگذاريم و حقوق همديگر را بايد رعايت كنيم...اما چگونه؟،اصلا حقوق من وبلاگ نويس چيست و يا حقوق شمايي كه مخاطب من هستيد چيست؟...به نظر شما چند درصد افراد جامعه با حقوق فردي و اجتماعي خود در مر حله ي اول و در مرحله ي دوم انسانهايي كه در زندگي روزمره ي خود با آنها در ارتباط هستند آشنا هستند؟؟؟

به نظر من براي رسيدن به چنين جايگاهي سرمايه گذاري بسيار زياد در بلند مدت امري منطقي است...به فرموده ي داريوش اقبالي يكي از راههاي نجات در هر مقطع و جايگاهي رهايي از شعار و پناه بردن به شعور است...من هم به پيروي از اين فرموده ي گهر بار ايشان نوشتن را كوتاه مي كنم و در راه پناه بردن به شعور بيشتر خواهم كوشيد.

سايت زير مربوط به كانون دفاع از حقوق كودكان در كردستان است كه مطالعه ي آن بسيار مي تواند مفيد واقع شود ...

                                         کانون دفاع از حقوق کودکان

با تشكر از دوستان خوبم كاوه براي تهيه ي اين متن و همراهي و هم فكري ايشان در اين راه و كيان عزيز بخاطر ايجاد پل ارتباطي ميان روزنه ي رهايي و كانون دفاع از حقوق كودكان.

                                    هميشه پايدار باشيد و بمانيد...فراز ۲۱/۱۰/۱۳۸۴

                                                

                                                 خشت مي افتد از اين ديوار

                                                   رنج بيهوده نگهبانش برد

                                                 دست نبايد رود سوي كلنگ

                                                   سيل اگر آمد آسانش برد

                                                   باد نمناك زمان مي گذرد

                                         اما...خانه را نقش فساد است به سقف

                                  حتما سرنگون خواهد شد بر سر ما عاقبت روزي...

                                                         سهراب سپهري

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كنسرت داريوش در دوبي به تعويق افتاد

تصاويري از بارش برف در تهران

روشهاي غلبه بر بي حوصلگي، دلزدگي و تنوع طلبي

19 دیماه سالروز میلاد دکتر ایرج جنتی عطایی

مراسم رمی جمرات ۳۶۰ قرباني گرفت

كودك‌آزاري به مهم‌ترين معضل كودكان ايران تبديل شده است

انفجار یک بمب دست ساز در اهواز

شبکه هما از وزارت اطلاعات پول گرفته است

خداحافظی عقاب آسیا

بزگترين جشن نوروزي سال در استكهلم

نمايندگان كرد مجلس ششم از تحصن مي گويند

نگرشی بر مقاله ي حق و ناحق مسایل قومی در ایران

هدف داريوش و همراهانش از ساخت مجموعه ي راه من

               

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 12:34  توسط   | 

آخرین پرده

در برزخ سالگرد غم بزرگم مي نويسم با خون حسرت

آخرين پرده قصه قصه ي مردي كه غرورش را رها نكرده

از اين پس دوم دي ماه هر سال را يادم باشد كمي با خدا بيشتر حرف بزنم وتنهايم را بيشتر با او تقسيم كنم...

يادم باشد كاري نكنم كه به قانون زمين بر بخورد

يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد

نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد

راهي نروم كه بيراه باشد

خطي ننويسم كه به كسي بر بخورد

يادم باشد تنها هستم و ماه بالاي سر تنهايي است...

يادم باشد ساعت۳۰/۱۴ آهنگ ياور هميشه مومن را در راه گوش كنم...

ناجي عاطفه ي من شعرم از تو جون گرفته

رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته

نمي دانم در 19 سالگي چقدر درست فكر مي كنم اما اميدوارم واقعيت ها را به خوبي درك كرده باشم...آخه جهالت درد بزرگي...

چون پرنده اگر لرزيدم ...زير باران اگر ترسيدم...

وحشتم را به تو بخشيدم...سقوطم را به چشم ديدم...

تا فهميدم چه دل شكن بود...اين راه من بود...اين راه من بود

آدمها اومدن كه برن ، هركسي بايد يه چيزهاي رو بدست بياره.داريوش ميگه هميشه رفتن و هرگز نماندن.زندگي هيچ كس بدون ديگري متوقف نمي شه ، با تمام سختي ها و دردها آدمها باز به زندگي شون ادامه ميدن چون اين وظيفه ي ماست.فقط مهم اينه كه آدم شرمنده ي خودش و ديگران نشه...ماها براي اينكه راحت تر زندگي كنيم بايد روي انتخاب هايي كه مي كنيم دقت بيشتري كنيم نه اينكه خودمون رواز رويارويي با واقعيت ها فراري بديم و به سوي انزوا حركت كنيم، بايد هميشه موقعيت زماني و مكاني خودمون و اطرافيانمان رو در نظر بگيرم...يه روز دو روز اندوه خوردن بهتر از يه عمر پشيماني...

صد آه اگر كشيدم سايه اي را سر نبريدم

البته آدم بايد خيلي مسائل رو تجربه كنه تا اين واقعيت ها رو در اعماق وجودش حس كنه اما گاهي اين تجربه كردن ها گرون تموم ميشه كه ...

ساده بودن...شبنم بودم...زخم گل را مرحم بودن

به نظر من آدم تو زندگي بايد روي كارها و آدم هايي سرمايه گذاري كنه كه داراي ارزش باشند ، آدم ها سرشار از ارزش هستند و با يد فقط به چيز هاي با ارزش بها بدن ونبايد با پستي ها ورذالت ها همراه بشن ، چون در مرحله ي اول خودمون رو به پستي كشونديم...من از اين آدم ها تو زندگيم خيلي ديدم كه واسه خودشون ارزش قائل نمي شن...اتفاقا همين امروز يه دختر خوب؟؟؟ رو ديدم كه خودشو شكست... به هر حال منم تا اينجا پستي و بلنديهايي رو در زندگي تجربه كردم كه خيلي چيز ها رو به من ياد داده اما....واين را هم خوب ميدانم شكستن هاي بي صدا خيلي تلخ است.ولي نبايد فراموش كنيم كه....

هرمنزل اين راه بيابان هلاك است

هر چشمه سرابي است كه در سينه ي خاك است

در سايه ي هرسنگ اگر گل به زمين است

نقش تن ماري است كه در خواب كمين است

چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش

هم منتظرحادثه هم فكرخطرباش...

                                                 پاینده باشید...فراز

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 20:26  توسط   |